السيد جعفر السجادي
244
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
كه مستعد قبول فيض شوند . « 1 » ملا صدرا گويد واسطه در ربط حادث به قديم طبيعت است و طبيعت داراى دو امتداد است يكى تدريجى زمانى قابل انقسام وهمى انقسام به متقدم و متأخر زمانى و ديگر دفعى مكانى قابل انقسام به متقدم و متأخر مكانى و نسبت مقدار به امتداد مانند نسبت متعيّن است به مبهم و آن دو متحد در وجودند و متغاير در اعتبار و حال زمان با صورت طبيعى داراى امتداد زمانى ، مانند حال مقدار تعليمى است با صورت جرميّهء ذات امتداد مكانى ، خلاصهء كلام اين كه همهء حركات در مقولات جوهرى و عرضى ناشى از طبيعت است و طبيعت بالذات عين سيلان و حركت است ، حركت از لوازم ذاتى طبيعت است و معلل به علل نيست و بدين طريق ملا صدرا گويد حد واسطهء بين حوادث و جهان متحرك مادى و مبدأ فيض كه ثابت و ازلى است طبيعت سيّال است كه صرف تحرك و تجدّد و استمرار است و طبيعت عين استمرار و تجدد است و مرتبهاى از وجود و نحوى از آن مىباشد . وى گويد طبيعت در عين تجدد استمرار دارد كه استمرار تجدى باشد پس مىتواند واسطه ربط حادث به قديم باشد . « 2 » حركت در جوهر - منظور از جوهر در فلسفهء ملا صدرا صرفا موجودى است كه در موضوعى از موضوعات نباشد يعنى امرى عرضى نباشد مانند : سنگ ، درخت ، ديوار ، خانه و چيزهايى كه متكى به خودند . فلاسفهء طبيعى در باب اعراض اختلافى نداشته و ندارند كه عرضها دگرگون مىشوند و مثلا رنگ ميوهها تغيير مىكند و به طور كلى همهء رنگها در معرض تغييرند و همينطور حالات نفسانى انسان در هر موقع از سن وضع خاصى دارند ، عوارض بدنى مانند صحت و مرض ، لذت و رنج . بحث آنها و اختلاف آنان در حركت در اساس جوهر است و نه در عوارض آنها و اين را هم كه موجودات نباتى و حيوانى دائما مراحل قوت و فعليّتها را طى مىكنند قبول دارند و مثلا دانهاى سبز مىشود و مراحلى را مىگذراند تا بارور شود كه نام اين حركت را قوت و فعليت گذاردهاند همهء آنها قبول دارند لكن اين حركت را حركت در جوهر نمىدانند و حركت در روبناى موجودات مىدانند و البته كون و فساد هم نمىدانند . صورتها معدوم نمىشوند و صورتهاى ديگر به وجود آيد و اگر هم صورتها تباه شوند و صورتهاى ديگر به وجود آيند يك امرى ثابت هست كه اين صورتها متوارد بر آن مىشوند كه آن را هيولا گويند . ملا صدرا مىگويد جسم مركب از ماده و صورت است و اين امرى است كه همهء فلاسفهء مشاء پذيرفتهاند . تغيير و تبديل در صورت ماده را هم مشائيان پذيرفتهاند يعنى در يك جزء از جوهر جسمانى . ملا صدرا مىگويد هيولاى اجسام هم همراه صورت متبدّل است . و معنى حركت در معنى جوهر اين است . اگر اين فرض ملا صدرا باشد كه در موارد مختلف تصريح كرده است كه اجسام با صورت و هيولاى خود متبدلند و هر آنى در شأنى مىباشند . « 3 » مشكل اين است كه ديگر توارد و به قول او تعاقب صورت نيست و بلكه تبدل ذاتى صورت و
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 396 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 131 - 136 به بعد . ( 3 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، ص 396 .